تبليغاتX
www.Youngscientist.blogfa.com

www.Youngscientist.blogfa.com

دانــــشــــمــــنـــــد جــــــــــــــــــــوان

ماهواره KEO پیامبر آیندگان!

KEO پیامبر آیندگان!

ترجمه: مجتبی تعطف طولی

Talesh100@gmail.com

 

ماهواره ی KEO سامانه ای است که قرار است پیام های انسان های عصر حاضر را برای آیندگان حمل کند.این ماهواره که توسط جین مارک فیلیپ [1] هنرمند فرانسوی طراحی و رهبری می شود در واقع قرار است 6 بیلیون پیام را در 100 DVD ذخیره کرده و در مدار خود تا سال 52000 یا 52001 حمل کند.این پروژه که در سال 1994 آغاز شده است ابتدا قرار بود در سال 2001 عازم ماموریت خود شود اما حال پیش بینی شده در سال 2009 یا 210 در مدار قرار گیرد.سازندگان این ماهواره هدف از ساخت آن را رسانیدن افکار،ایده ها،دل مشغولی ها و نگرانی های بشر امروز برای نسل های 50000 سال بعدشان بیان می کنند.

این کپسول زمان که به نوعی سومین کسپول زمانی است که به فضا خواهد رفت پیام ها را بی نام در خود خواهد داشت چرا که سازندگان بر این امر تاکید دارند که مهم موضوعیت کلی افکار بشر امروز است نه اسامی اشخاص.

این ماهواره در طول 50000 سال چرخش در مدار خود 9 تریلیون مایل(5/14 تریلیون کیلومتر)دور سیاره سفر خواهد کرد.بالهایی به طول 33 پا(10 متر)خواهد داشت و در مدار 110/1 مایلی(800/1 کیلومتری)با وزن 220 پوند(100 کیلو گرم) قرار خواهد گرفت.

این ماهواره به گونه ای طراحی می شود که اگر 50000 سال بعد در دریا بیفتد شناور بماند و اگر در خشکی بیفتد مانند جعبه ی سیاه یک هواپیما خواهد بود.

سامانه ی KEO که توسط یک سایت مرتبط پیام ها را جمع آوری می کند چندین زبان ملی و بومی را شامل می شود.از جمله زبان فارسی و برخی زبان های داخلی کشورمان مانند کردی،گیلکی و... . در صفحه ی اصلی سایت چندین پرچم دیده می شود که پرچم کشورمان نیز در این صفحه قابل مشاهده است.

از دیگر ویژگی های این ماهواره این است که شما می توانید پیام ها یتان را به هر زبانی که خواستید در این ماهواره ذخیره کنید و همه  افراد به اندازه ی هم قادر به ارسال پیام می باشند که می توان پیامی با 875 کلمه در آن ذخیره کرد.این تنوع زبانی باعث می شود انسان های آینده یا زبان هایی که شاید تا آن زمان بسیاری از آنها از بین رفته باشند تا حدودی آشنا شوند.

ساختار این ماهواره به شکلی است که یک هسته ی مرکزی دارد که کروی شکل بوده و از جنس تیتانیوم می باشد و DVD ها در آن قرار خواهند گرفت.در هنگام افتادن این ماهواره،باله ها و سایر اجزا در فضا و در جو از بین رفته و هسته سالم به زمین خواهد افتاد.اما سوالاتی وجود دارد  مثل اینکه «آیا نسل های آینده CD خاون خواهند داشت؟» یا اینکه «آیا انسانی در 52001 وجود خواهد داشت؟»

فیلیپ گفته است که «کپی ای از  پیام ها بعد از قرار گرفتن ماهواره در مدار منتشر خواهد شد» همچنین گفته است که «جمع آوری پیا مها  از سرتاسر جهان به مراتب  دشوارتر از ساخت کپسول است».

از منظری دیگر نیز ارزش این پیام هاست که آیا اکثر این پیام ها قابلیت حمل دل مشغو لی های بشر امروز را برای آیندگان خواهند داشت؟

کوئین[2] یکی از دست اندر کاران می گوید:«چقدر طول خواهد کشید تا نسل های آیندهی ما دیسک های شیشه ای را رمز گشایی کنند؟یک روز یا یک هرز سال.ما هر گز نمی دانیم»

 

پیوند

www.keo.org

 

منابع:

www.space.com                                              www.findarticles.com

 

پی نوشت ها:

1- Jean-Marc Philippe   2-Quinn

 

 

 

 

منتشره در: ماهنامه اطلاعات علمی- شماره 355- فروردین 1388- صفحه 79



 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:36  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

خورشیــــــد مـــــــا

مجتبي تعطف طولي

عضوآماتورانجمن نجوم

دونوع مهم از فعاليت هسته اي وجود دارد:شكافت هسته اي،هم جوشي هسته اي.

خورشيد مركز منظومه شمسي ما ستاره اي معمولي است كه بر اثر يك همجوشي هسته اي بوجود آمده است كه غالب ستارگان نيز بدين ترتيب متولد مي شوند.

همجوشي هسته اي :زمانيكه سحابيها كه ابرهاي گازي بين ستاره اي هستند متراكم تر مي شوند و بر اثر اين تراكم بخش مركزي آنها داراي گرانش بيشتري مي شود لذا با افزايش گرانش بخش متراكم آن داراي دماي بيشتري مي شود ،زمانيكه دماي اين نقطه به حدود ده ميليون درجه سانتيگراد رسيد همجوشي هسته اي رخ مي دهد و ستاره به حالتي پايدار دست مي يابد كه حاصل تبديل هيدرو‍ژن به هليوم است.همين تبديل هيدروژن به هليوم در بخش مركزي خورشيد موجب گرمايي شده كه منظومه شمسي ما را براي زندگي مناسب كرده است.

دانشمندان عمر خورشيد راتا بدين روز 6/4 ميليارد سال برآورد نموده اند . خورشيد 8/99 درصد از جرم منظو مه شمسي را تشكيل داده.دماي سطحي خورشيد حدود 15 ميليون درجه سانتيگراد است و جالبتر اينكه بخش هاي سطحي تر خورشيد دمايي بالاتي از بخش مركزي تر آن دارند.

خورشيد از چندين بخش تشكيل شده كه به ترتيب از سطح عبارتند از:تاج،فام سپهر،شيد سپهر،بخش همرفتي،بخش تابشي،هسته.

خورشيد همچنين از لكه ها يي تشكيل شده كه به شكل لكه هايي تاريك روي آن قرار دارند و علت اصلي تاريك ديدن شدن آنها پايين بودن دماي آنها نسبت به ساير بخش هاي آن است.اندازه ي يك لكه متوسط خورشيد حدود دو برابر زمين است.لكه ها حدود1500 درجه سانتيگراد سردتر از ديگر مناطق شيد سپهراند.و آرايش آنها با مغناطيس خورشيد در رابطه است و حتي اين لكه ها بر ماهواره ها و امواج ابزار انسان اثر مي گذارند.كوچكتريم لكه هاي خورشيدي منافذ ناميده مي شوند.بزرگترين لكه ها براي چند هفته عمرمي كنند.تغيير لكه ها حدودا هر يازده سال رخ مي دهد كه توسط منجم آماتور آلماني هينريش شواب كشف شد كه چرخه ي لكه هاي خورشيدي خوانده مي شود.با افزايش تعداد لكه هاي خورشيدي فعاليت مغناطيسي خورشيد نيز به حداكثر مي رسد.اين فرآيند ها بر اوضاع مغناطيسي زمين و آب و هواي زمين هر چند ده سال تغييراتي مي گذارند.دانشمندان پيش بيني كرده اند با طولاني شدن دوره ي خورشيدي دماي زمين كاهش خواهد يافت.

خورشيد همچنين از بخش هايي نظير پلاژها،زبانه ها،رشته ها و... تشكيل شده است.

همچنين شيد سپهر خورشيد با نقاط روشني پوشيده شده كه دانه خوانده مي شوند.هر دانه حدود 1500 كيلومتر قطر داشته و با حاشيه اي تيره از ديگري جدا مي شود.خورشيد اگرچه داراي نوري است كه ممكن است پرتوهاي آن براي انسان مضر باشد اما وجود جو زمين مانند حفاظي است كه زمين را از اين پرتوهاي مضر مصون مي دارد.

خورشيد تا حدود 5 ميليارد سال ديگر نيز به همين صورت خواهد درخشيد اما با كاهش ذخيره ي هيدروژن در هسته ي آن مانند هر ستاره ي ديگري از حالت خود خارج شده و پيرامون خارجي آن منبسط مي شود و خورشيد بسيار بزرگ مي شود تا جايي كه ممكن است قطر آن به اندازه ي مدار زمين گسترش يابد.همراه با اين فرآيند و كمبود هيدوژن انرژي آزاد شده آن كم شده و دماي سطحي آن نيز كاهش مي يابد و به مرحله غول سرخي مي رسد.خورشيد بعد از آن مراحل پاياني عمر خود را مي گذراند و سپس به كوتوله ي سفيد تبديل مي شود.در اين مرحله خورشيد بسيار چگالتر مي شود تا جايي كه گفته مي شود حتي تكه اي از خورشيد به اندازه ي يك حبه قند بيش از نيم تن وزن خواهد داشت.پس از چند ميليارد سال كوتوله ي سفيد نيز آخرين نفس هاي خود را كشيده و مقدار كم انرژي باقي مانده خود را از دست مي دهد و ديگر نوري نخواهد داشت و به يك كوتوله ي سياه مبدل مي گردد.اگر خورشيد ما كمي داراي جرم بزرگتري مي بود داراي سرنوشت ديگري مي شد و با انفجاري اَبـَرنواختري به عمر خود پايان مي داد.در انفجاراَبــَر نواختري در طي چند روز به درخشندگي چشم گيري مي رسيد و سپس منفجر ميشد و پايان مي يافت.



منتشره در: ماهنامه اطلاعات علمي- دي ماه 1387- صفحه 57

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 9:32  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

اگر ماه نصف آنچه كه هست مي بود چه اتفاقي براي زمين مي افتاد؟

اگر ماه نصف آنچه كه هست مي بود چه اتفاقي براي زمين مي افتاد؟

نيل اف.كامينز1 استاد دانشگاه فيزيك و اخترشناسي دانشگاه مين اورنو شرخ مي دارد كه چرا زمين با يك ماه نصف  و نيمه با مخلوقات درشت چشم كه هرگز زيبايي يك ماه گرفتگي كامل را درك نمي يابند مملو خواهد شد.

                                                                                                                 منبع:www.sciam.com

                                                 ترجمه:مجتبي تعطف طولي

ما ماه را براي خود گرفته ايم اما اگر نزديكترين همسايه ماكه 5/4 ميليارد سال پيش در يك تصادم شكل گرفت تنها به نيمي از حجم كنوني خود دست يابد زمين مكاني متفاوت خواهد بود. در واقع،شايد حتي براي اينكه تحسين اش كنيم هم وجود نداشته باشيم.

بيائيد با گرفتگي ماه و خورشيد شروع كنيم.دريكي از همايندي هاي كيهاني غريب،ماه ما درست بين زمين و خورشيد براي  قطرخود به منظور گرفتن جلوي خورشيد در طي يك خورشيد گرفتگي كامل قرار مي گيرد كه مورد بعدي آن هم قرار است روز جمعه اول آگوست 2008 اتفاق بيفتد.

اما اگر ماه تا اندازه نصف حجم كنوني رشد مي كرد چه اتفاقي مي افتاد؟نيمه ماه ما تركيبي از صخره به اندازه ي ماه واقعي چگال مي بود كه بازهم 80 درصد بزرگي ماه كامل مي شد.(بر اساس رابطه بين حجم كره و شعاع كه در دبستان فرا گرفته ايد).

غالب خورشيد گرفتگي ها سالانه رخ مي دهند.بدين معني كه ماه فقط جلوي خورشيد را گرفته و بنظر مي رسد كه خورشيد با حلقه اي از نور خورشيد ساخته شده باشد.گرفتگي هاي سالانه بطور متوسط هر سه يا چهار سال يكبار رخ مي دهند.گرفتگي هاي كامل تقريبا هر سال يكبار رخ مي دهند.در فاصله ي كنوني آن از زمين اگر ماه 80 درصد اندازه ي كنوني اش بود،امكان وقوع گرفتگي كامل وجود نداشت و فقط مي توانست نوع ساليانه اش رخ دهد.

ماه كم حجم تر همچنين نسبت ماه واقعي نزديكتر به زمين مي چرخيد(اين يعني اينكه گرفتگي هاي كلي هنوز مي توانند اتفاق بيفتند اگر چه ماه نيم حجم بايد 20 درصد نسبت به آنچه ماه واقعي هم اكنون است به زمين نزديكتر باشد اما مستلزم هم آيندي اي در اوج يك هم آيندي ديگر است)ماه حقيقي در فاصله ي ميانگين 238600 مايلي(384000 كيلومتري) مي چرخد اما هر ساله حدود 6/1 اينچ(چهار سانتي متر) از زمين دورتر مي شود.اما دليل اش چيست؟كشندهاي اقيانوسي!

گرانش ماه كه تركيبي از رقص زمين و ماه دور خودشان است آنها را با دو كشندشديد همزمان به داخل يك شكل بيضوي مي كند.يكي از اين كشندهاي دريايي شديد در سطح زمين مقابل ماه قرار دارد درحاليكه كشند شديد ديگر درست مقابل آن در آن سوي دنياي ما واقع شده است،چراكه زمين در مقايسه با ماهي كه به دور ما مي چرخد خيلي سريعتر است.سياره ما كشندهاي دريايي شديد را نزديك به ماه وكمي هم جلوي آن مي كشد.

كشش گرانشي آب روي ماه متعاقب، انرژي را در آن افاضه مي دارد.اين موجب مي شود كه كمي بيشتر با هر چرخش دور زمين به طرف خارج از مدار خود پيچ بخورد(هر حركت انتقالي ماه حدود 5/29 روز طول مي كشد).اگر ماه نصف اندازه كنوني اش بود، كشندهاي دريايي بهمان نسبت كوچكتر بوده و انرژي كمتري به آن افاضه مي كردند.با عرضه آن به ماه يعني اينكه انرژي كمتري براي دور كردن آن از زمين احتياج است،در نتيجه يك كشند دريايي تقريبا شديد، آب كمتري نسبت به كشند دريايي شديد را شامل مي شود و لذا حجم كمتري براي تاثير گذاري مدار ماه نيم پينتي2 خواهد داشت.

انرژي ماه از حركت وضعي زمين تامين مي شود و براي ايجاد موازنه، سياره ما سرعتش در حال كاهش است.به عبارت ديگر،روزها دارند بلندتر مي شوند.زمين شناسان بر اين باورند كه يك روز زميني در اصل پنج يا شش ساعت طول داشته است.اگر ماه حجم كمتري مي داشت،با ايجاد اصطكاك كمتري روي زمين ،سياره ما خيلي هم سرعتش كم نمي شد و روز شايد 15 ساعت طول داشت.

كشندهاي ضعيفتر(ِ ماه نصفه)هم موجب فرسايش كمتري از زمين هاي وسيع نسبت به چند ميليارد سال پيش خواهد داشت و خطوط ساحلي قاره ها هم كاملا براي آنها متفاوت به نظر خواهد رسيد.مواد معدني و جامدات كمتري از زمين كه به داخل اقيانوس فروسشت مي شوند هم ممكن است تاثيراتي عميق بر اساس حيات داشته باشند.برخي از تركيبات زيستي(كربن اساس) كه زندگي بنيادي دارند  ممكن نيست آن را به امواج شكسته خاستگاهي اقيانوسها رخ كرده باشند كه امتنان هاي كمتري به كشندهاي كاهش يافته را گرفته است.

حيات فرضي  هنوز برخاسته است و با عصر يخبندان  بعلاوه ي گسيخت هاي گرم در رقابت اند.قمرهاي بزرگ، سيارات را ثابت مي سازند.مريخ كه فقط دو قمر كوچك دارد بر روي محور مدارهايش بسيار پرجنب و جوش است و در نتيجه نوسانات شديد اقليمي و تغييرات دمايي فصلي بزرگي به نسبت زمين دارد.بدون يك ماه كامل كه ما را استوار نگاه مي دارد زندگي بر روي كره زمين افت و خيزهاي فصلي بزرگي را تجربه مي كند.

سيماي حيات به واقع تيره خواهد بود.ماه كوچكتر مي تواند شبيه آفتابي پراكنده در شب هنگام باشد درست مثل مهتابي  كه شبانگاهان تاريكتري را رقم مي زندو  هرآنچه حيات مي سازد براين زمين تغيير يافته نمو مي كندو چشماني بزرگتر يا حساستر را براي كمك به آنها به منظور هدايت، تلاش و توليد مثل در شب ،زير اين فروزش تقليل يافته به بار خواهد آورد.

 

 

 

پي نوشتها:

1-Neil F.Comins : نويسنده ي چندين كتاب از جمله«اگر ماه وجود نداشت چه اتفاقي مي افتاد؟»،«سفر به زمين هايي كه ممكن است وجود داشته باشند،خطاهاي آسماني»،«تصوراتي غلط در مورد طبيعت حقيقي جهان وخطرات سفرهاي فضايي»،«راهنماي گردشگران» مي باشد،او در دانشگاه ماين اورونو مشغول تدريس اخترشناسي است و عليرغم  شيدايي قمري اش، خود قسم مي خورد كه ماه زده نيست.

2- واحد حجم معادل يک هشتم گالن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:56  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

How galagxies grow

كهكشانها چگونه رشد مي كنند؟

منبع:www.sciencedaily.com

ترجمه:مجتبي تعطف طولي

اختر شناسان چندين كهشكان بزرگ را در فعاليت ادغام حدود 4 ميليارد سال پيش در اختيار گرفته اند.اين كشف با تركيب قدرت بهترين تلسكوپ هاي زميني و فضايي محقق شده است كه فقط از نظريه ي چگونگي شگل گيري كهكشانها حمايت مي كنند.

كهكشانها چگونه شكل مي گيرند؟قابل قبول ترين پاسخ براي اين پرسش اساسي عبارتست از «شكل گيري مرحله اي» كه قدم به قدم طي فرآيندي كه كهكشانهاي كوچك براي ساختن يك كهكشان بزرگ ادغام مي شوند اتفاق مي افتد.ممكن است شخصي به چگونگي شكل گيري كهكشانها در شيوه اي شبيه به چگونگي ادغام بخار در آب براي تشكيل روخانه ها بيانديشد و به اينكه اين رودخانه ها چگونه حتي براي تشكيل رودخانه اي بزرگتر در هم مي آميزند.اين نمونه نظري پيش بيني مي كند كه كهكشانهاي بزرگ از طريق حوادث ادغامي طول حياتشان رشد مي كنند.

براي پاسخ به اين پرسش ها،اختر شناسان ،كهكشانهاي بزرگ را در خوشه ها و  تعداد مساوي اي از شهرهاي مملو از كهكشان مطالعه مي كنند.كيم ون تري1  از دانشگاه زوريخ سوئيس كه هدايت اين پژوهش را در اختيار دارد مي گويد:« حتي روشنترين كهكشانهايي كه اساسا در طول چند ميليارد سال اخير رشد كرده اند هم قويا بحث انگيز اند.مشاهدات ما نشان مي دهند كه در اين زمان، اين كهكشانها 50 درصد از لحاظ حجم افزايش يافته اند»

اختر شناسان كاربرد مجموعي از تلكسوپ ها و ابزار آلات ديگر شامل تلسكوپ بسيار بزرگ ESL يا (VLT) و تلسكوپ فضايي هابل را براي مطالعه ي كهكشانها با جزئيات بيشتر كه در چهار ميليارد سال دورتر از ما قرار گرفته اند عملي ساخته اند.اين كهكشانها در سامانه اي فوق العاده كه از چهار گروه از كهكشانها كه به داخل يك خوشه جمع مي شوند قرار گفته اند.

به ويژه،اين گروه عكسهايي را با VIMOS  و طيفهايي با FOR2 گرفته اند كه هر دو ابزار روي تلسكوپ بسيار بزرگ قرار دارند.

روشن ترين كهكشانها در هر گروه بين 100 تا 1000 ميليارد ستاره را شامل مي شوند.تعدادي كه به آنها  اين امكان را مي دهد تا بتوان آنها را با حجيم ترين كهكشانهايي كه متعلق به خوشه ها هستند مقايسه كرد.

ترن ميگويد:«عجيب تر اينكه در سه تا از اين چهار گروه،روشن ترين كهكشان هم يك كهكشان نديم(همراه )دارد.اين جفت كهكشان ها خودسامانه هاي ادغامي مي باشند»

روشن ترين كهكشان در هر گروه مي تواند در يك دسته ي زماني طبقه بندي شود كه نشان مي دهد كهكشانهاي درخشان چگونه با استفاده از ادغام،براي رشدشان تا همين اواخر كه در 5 ميليارد سال اخير قرار دارد دوام آورند. اين امرچنين مي نمايد كه با توجه به آخرين مرحله ي اين «همنوع خواري كهكشاني»،كهكشانهاي روشن حداقل 50 درصد بزرگتر مي شوند.اين كشف اعتباري بي تا و قوي از شكل گيري مرحله اي ارائه مي دارد،چنانكه درهر دو اجتماع خوشه اي و كهكشان هم آشكار بودند.

ترن چنين نتيجه مي گيرد كه:«ستاره ها در اين كهكشان ها پيرند،از اين رو نتيجه مي گيريم كه ادغام اخير،نسل جديدي از ستارگان را بوجود نياورده چرا كه بيشتر ستاره هاي اين كهمشانها حداقل 70 ميليارد سال پيش متولد شده اند.»

1.Kim-Vy Tran

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 9:41  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

آيا مي دانيد 90 درصد بدن ما فضاي خالي است؟

آيا مي دانيد 90 درصد بدن ما فضاي خالي است؟

مجتبي تعطف طولي

شايد شما هم از چگونگي منظومه شمسي و چرخش ستارگان به دور خورشيد آگاه باشيد و بدانيد كه اتم نيز ساختار شبيه بدن دارد.يعني در يك اتم پروتون ها و نوترون ها دور هسته ي اتم مي چرخند.اين چرخش از يك جانبه بين پروتون ها و نوترون ها با هسته بوجود آمده و فضاي بين آنها خالي است.

بدن ما نيز از ميلياردها اتم تشكيل شده است كه با اين ساختار نمو مي كنند.حال اگر دست به محاسبه بزنيم خواهيم كه 90 درصد بدن ما فضاي خالي است كه فاصله ي بين نوترون ها پروتون ها در يك اتم انباشته اند.دانشمندان اين مقدار را بسيار بيشتر و حدود99 درصد مي دانند.اين مثل اين است كه بگوييد 99/9 درصد صفات ژنتيكي در همه انسان ها مشترك است و فقط يك دهم درصد است كه باعث چنين تفاوت هايي در انسان ها مي شود.با آن كه عجيب است ولي حقيقت دارد.

ماهنامه اطلاعات علمي-شماره348،شهريور87
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 9:19  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

Are UFOs real

آياموجودات فرا زميني وجوددارند؟

                                                                  مجتبي تعطف طولي

                                                                عضو آماتورانجمن نجوم

بحث در مورد موجودات فرازميني مساله است كه ذهن بشر را از دير باز تاكنون به خود مشغول داشته است.همواره بشر در پي پرواز و نگر خود از ورا و فرا بوده و همين امر موجب شده تا انسان دنبال پرواز در آسمان باشد.زماني كه بشر توانست به فناوري ساخت هواپيما و كشف نيروهاي ديناميكي باد،فشار هوا،جاذبه و... دست يابد بسياري از رازها بر وي هويدا شد و انسان با اين آرزو كه بتواند روزي روي يك كره ،سياره يا ستاره قدم بگذارد قدم در دنياي شگفت انگيز فضا گذاشت.

يكي از دغدغه هاي اساسي كه هنوز هم دانش بشر نتوانسته بدان پاسخي صريح و قانع كننده دهد وجو يا عدم وجود موجودات فرا زميني باهوش در ساير سيارات و در كل  پهنه ي كائنات است.

دانشمندان با فرض اينكه بتوانند امواجي از ساير موجودات بگيرند تلسكوبهايي را طراحي نموده اند تا بتوانند بوسيله ي آن امواجي را به پهنه ي كائنات و داخل كهكشانهاي ناشناخته ساتر كنندتاشايداگرموجودي در وراي زمين بود بتواند به امواجي كه از زمين مي رسد پاسخ گويد و همچنين اين دانشمندان در حال ارسال امواجي هستندكه شايد موجودات هوشمند فرازمين با دريافت آنها بتوانندآنها را رمزگشايي كرده وبفهمندكه اين امواج ازطرف موجودات هوشمند ديگري فرستاده شدند.

يوفوها ياموجودات فرازميني موجوداتي هستندكه تصورمي شود هراز چندگاهي براي مقاصد نا مشخص به سياره خاكي ما زمين سفر مي كنند.البته با مراجعه به عقل و البته با توجه به افكار عمومي ونظريات اكثر دانشمندان اين گونه موجودات نمي توانند وجود داشته باشند اما در اين دانشمندان بسياري هم هستند كه با دليل و مدرك نظرياتي را مطرح ساخته اند كه نمي تواند آنها را كاملا رد كرد و نه آنها را كاملا قبول كرد.بعنوان مثال باجستجو در مورد موجودات فرازميني گاه با مدارك و شواهدي بر مي خوريم كه مربوط به صدها وهزاران سال پيش است .مثلا تصاويري را روي ديواره غارها مي بينيم كه توسط انسانهايي كه هزاران سال پيش زندگي مي كردند و هيچ نشاني از تمدان نداشتندكشيده شده و موجودي را نشان مي دهدكه با لباس شبيه لباس فضانوردان با  سفينه اي  شبيبه بشقاب پرنده سوار شده است و يا در تصاويرقديمي اي كه از حضرت مريم وحضرت عيسي كشيده شده تصاويراجرامي شبيه بشقاب پرنده كه در آسمان مي چرخند به چشم مي خورد و حتي بر روي سفالينه هاو ظروف انسانهاي باستان موجوداتي شبيه انسان كه سوار بر جسمي شبيه بشقاب با يك لعاب شيشه اي گردروي سرشان مي توان ديد.آيا نميتوان واقعا به اين ها مشكوك بود؟

مورد بعدي در زمينه ي تمدن هاي ابتدايي است كه در آن زمان هاي دور كه نه علم رياضي و نه علم مهندسي پيشرفتي داشت ولي درعوض ساختمانها،ابزارو آلاتي ساخته شده بود كه حتي دانش امروزه بشر نيز قادر نيست چيزي به مانند آنها خلق نمايد.نظير اهرام سه گانه مصر كه علاوه بر اينكه از لحاظ ساخت خارق العاده مي نمايد ،بهمين ترتيب در خود تصاويرو جيزهايي داردكه هربينندهاي را به حيرت وا مي دارد.

درکهکشان ما یاهمان کهکشان راه شیری حدود صد میلیارد ستاره و سیاره وجوددارد و در کل پهنه ی کائنات حدود چهار میلیارد کهشکان وجود دارد.بشر تا کنون نتوانسته حتی به سیاره های دیگری جز یکی دو مورد سفر کند.پس آیا تصور اینکه در عالمی به این وسعت موجودات دیگری نباشند و فقط این جهانب رای بشرآفریده شده باشد احمقانه نیست؟

 

 

ادامه درچندروزآينده اضافه خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 17:7  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

Our sun

خورشیــــــد مـــــــا 

                                                                                                      مجتبي تعطف طولي

عضوآماتورانجمن نجوم 

دونوع مهم از فعاليت هسته اي وجود دارد:شكافت هسته اي،هم جوشي هسته اي.                           

خورشيد مركز منظومه شمسي ما ستاره اي معمولي است كه بر اثر يك همجوشي هسته اي بوجود آمده است كه غالب ستارگان نيز بدين ترتيب متولد مي شوند. 

همجوشي هسته اي :زمانيكه سحابيها كه ابرهاي گازي بين ستاره اي هستند متراكم تر مي شوند و بر اثر اين تراكم بخش مركزي آنها داراي گرانش بيشتري مي شود لذا با افزايش گرانش بخش متراكم آن داراي دماي بيشتري مي شود ،زمانيكه دماي اين نقطه به حدود ده ميليون درجه سانتيگراد رسيد همجوشي هسته اي رخ مي دهد و  ستاره به حالتي پايدار دست مي يابد كه حاصل تبديل هيدرو‍ژن به هليوم است.همين تبديل هيدروژن به هليوم در بخش مركزي خورشيد  موجب گرمايي شده كه منظومه شمسي ما را براي زندگي مناسب كرده است.

دانشمندان عمر خورشيد راتا بدين روز 6/4 ميليارد سال برآورد نموده اند .  خورشيد 8/99 درصد از جرم منظو مه شمسي را تشكيل داده.دماي سطحي خورشيد حدود 15 ميليون درجه سانتيگراد است و جالبتر اينكه بخش هاي سطحي تر خورشيد دمايي بالاتي از بخش مركزي تر آن دارند.     

خورشيد از چندين بخش تشكيل شده كه به ترتيب از سطح  عبارتند از:تاج،فام سپهر،شيد سپهر،بخش همرفتي،بخش تابشي،هسته.               

خورشيد همچنين از لكه ها يي تشكيل شده كه به شكل لكه هايي تاريك روي آن قرار دارند و علت اصلي تاريك ديدن شدن آنها پايين بودن دماي آنها نسبت به ساير بخش هاي آن است.اندازه ي يك لكه متوسط خورشيد حدود دو برابر زمين است.لكه ها حدود1500 درجه سانتيگراد سردتر از ديگر مناطق شيد سپهراند.و آرايش آنها با مغناطيس خورشيد در رابطه است و حتي اين لكه ها بر ماهواره ها و امواج ابزار انسان اثر مي گذارند.كوچكتريم لكه هاي خورشيدي منافذ ناميده مي شوند.بزرگترين لكه ها براي چند هفته عمرمي كنند.تغيير لكه ها حدودا هر يازده سال رخ مي دهد كه توسط منجم آماتور آلماني هينريش شواب كشف شد كه چرخه ي لكه هاي خورشيدي خوانده مي شود.با افزايش تعداد لكه هاي خورشيدي فعاليت مغناطيسي خورشيد نيز به حداكثر مي رسد.اين فرآيند ها بر اوضاع مغناطيسي زمين و آب و هواي زمين هر چند ده سال تغييراتي مي گذارند.دانشمندان پيش بيني كرده اند با طولاني شدن دوره ي خورشيدي دماي زمين كاهش خواهد يافت.                                                                                           

خورشيد همچنين از بخش هايي نظير پلاژها،زبانه ها،رشته ها و... تشكيل شده است.  

همچنين شيد سپهر خورشيد با نقاط روشني پوشيده شده كه دانه خوانده مي شوند.هر دانه حدود 1500 كيلومتر قطر داشته و با حاشيه اي تيره از ديگري جدا مي شود.خورشيد اگرچه داراي نوري است كه ممكن است پرتوهاي آن براي انسان مضر باشد اما وجود جو زمين مانند حفاظي است كه زمين را از اين پرتوهاي مضر مصون مي دارد.      

 

خورشيد تا حدود 5 ميليارد سال ديگر نيز به همين صورت خواهد درخشيد اما با كاهش ذخيره ي هيدروژن در هسته ي آن مانند هر ستاره ي ديگري از حالت خود خارج شده و پيرامون  خارجي آن منبسط مي شود و خورشيد بسيار بزرگ مي شود تا جايي كه ممكن است قطر آن به اندازه ي مدار زمين گسترش يابد.همراه با اين فرآيند و كمبود هيدوژن انرژي آزاد شده آن كم شده و دماي سطحي آن نيز كاهش مي يابد و به مرحله غول سرخي مي رسد.خورشيد بعد از آن مراحل پاياني عمر خود را مي گذراند و سپس به كوتوله ي سفيد تبديل مي شود.در اين مرحله خورشيد بسيار چگالتر مي شود تا جايي كه گفته مي شود حتي تكه اي از خورشيد به اندازه ي يك حبه قند بيش از نيم تن وزن خواهد داشت.پس از چند ميليارد سال كوتوله ي  سفيد نيز آخرين نفس هاي خود را كشيده و مقدار كم انرژي باقي مانده خود را از دست مي دهد و ديگر نوري نخواهد داشت و به يك كوتوله ي سياه مبدل مي گردد.اگر خورشيد ما كمي داراي جرم بزرگتري مي بود داراي سرنوشت ديگري مي شد و با انفجاري اَبـَرنواختري به عمر خود پايان مي داد.در انفجاراَبــَر نواختري در طي چند روز به درخشندگي چشم گيري مي رسيد و سپس منفجر ميشد و پايان مي يافت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 22:57  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

THE LAW OF ATTRACTION

قانون جذب

مجتبی تعطف طولی

=========================================

چند زمانی است که در بین محافل و بین صاحب نظران عرصه ی روانشناسی و فلسفه و علوم ما بعدالطبیعه(متا فیزیک) و اخیرا در فیلم (راز)قانونی مطرح می شود بنام (قانون جذب/جاذبه) که در واقع این قانون بر افکار آدمی مافوق بر اعمال آن تاکید دارد.

قانون جذب می گوید ماآنچه را  جذب می کنیم که بیشترین فکر را به آن داریم و بر این نکته تاکید دارد که اگر بخواهیم به خواسته ای دست یابیم اگر همه افکار منفی را کنار زده و مطمئن باشیم که بدان خواهیم رسید این امر تحقق خواهد یافت.

به نظر این قانون مهمترین چیز در هر امری آن اندیشه ای است که نسبت به آن چیز داریم.اگر چیزی را در ذهن داریم و می خواهیم بدان دست یابیم نباید به جنبه های منفی ای که ممکن است ما را از نیل به آن هدف باز دارد بیاندیشیم.

بزرگترین دانشمندان و افراد موفق این قانون را به کار گرفته اند چرا که اگر به زندگی دانشمندان و اختراع ها توجه کنید با یک چیز شگفت انگیز مواجه خواهید شد و آن اینکه اکثر دانشمندان به این اختراعات به طور تصادفی دست یافته اند.

زمانی که ما با کسی  یا چیزی چه دور و چه نزدیک ارتباط داریم مغز ما شروع می کند به ساتر کردن امواجی در کل جهان هستی و همه ی کائنات این امواج را زمانیکه با ما مواجه می شوند دریافت می کنند.اگر ما امواج مثبتی از خود بفرستیم کنش ما واکنش مثبت دیگران را در پی خواهد داشت.

فرض کنید زمانیکه می خواهید با کسی ارتباط برقرار کنیم اگر بیاندیشیم که ممکن است طرف مقابل ما را طرد کند یا از ما خوشش نیاید یا نخواهد به ما رو نشان دهد به احتمال قوی با این برخورد مواجه خواهیم شد چرا که از یک جهت این امواج را به کائنات ارائه  داده ایم و از جهتی دیگر این حسی که در درون خود داریم در چهره ی ما نمایان خواهد بود.

انسان های خوشبین همواره در زندگی خود موفق اند.اگر ما در حالیکه در عین فقر حس کنیم ثروتمندیم روزی به آن نقطه خواهیم رسید اما اگر ما از این بترسیم که برای آینده ی خود برخی چیز ها را از زندگی خود حذف کنیم تا به یک هدفی برسیم موفق نخواهیم بود چرا که با حذف این عناصر از یک جهت به آنها و کائنات خوشبین نبوده ایم و از یک جهت امواج منفی خود را نسبت به آنها ساتر کرده ایم که ممکن است در تمام جهان هستی نفوذ کند.

قانون جذب به ما می گوید اگر چیزی را می خواهیم نباید هیچگونه محدودیتی برایش در ذهن خود قائل شویم.ما به واقع با ایجاد برخی سد هایی که در مقابل نیل به اهدافمان در ذهن خود می سازیم مانع از رسیدن خود به آن هدف می شویم.

قانون جذب از منظری دیگر همسو با اندیشه هایی افرا دو دانشمندان بسیاری است که تاکید دارند ما در زمان حال زندگی کنیم.این افراد می گویند گذشته دست یافتنی نیست و نمی توان آن را تغییر داد و آینده را نمی توان به دلخواه تغییر داد.بنابر این بهترین گزینه این است که زمان حال را به دلخواه خود بسازیم.اگر از زمان حال لذت ببریم آینده بر مراد دل ما خواهد بود.جذب به ما می گوید اگر با کائنات لج کنیم جهان هستی با ما لج خواهد کرد.

زمانی که ما در بدترین شرایط بتوانیم حال خوبی داشته باشیم کائنات به ما لبخند خواهد زد.

فرض کنید یک روز صبح که از خواب پا می شوید همه چیز باشما لج می کند اگر قرار باشد اینگونه احساس کنید روز شما تلف خواهد شد اما اگر با عینک خوشبینی بدان بنگرید همه چیز بر وفق مراد خواهد بود.

آنچه در واقع بر ما اثر می گذارد همه نیروی درونی ما یعنی اندیشه و طرز برخورد ما با هر چیزی است

 

 

تــــــــــــله پــــــــاتی

تله پاتی ذهنی انسان با تمام هستی این امکان را به وی بخشیده است تا بتواند به کمک آن یکی از پیچیده ترین موجودات پهنه ی عالم باشد باشد.

 

انسانهایی که دارای بهره ی هوشی بالاتری هستند در ارتباط با دیگران می توانند امواج بیشتری را از کائنات کسب کنند چنانکه دانشمندان با اسکن مغری اینشتین تواسته بودند دریابند که وی امواج بیشتری را از عالم کسب می کند.افراد باهوشتر در مقابل دروغ گویی افراد بدون فاصله متوجه می شوند اگر چه به روی خود نیاورند.

الکتریسیته موجود در مغز انسان بسیاری از فعالیت را را در مغز انسان انجام می دهد که آگاهی از آنها برای دانشمندان تا به امرورز کشف نشده و قدرت این نیرو به حدی است که می تواند یک لامپ ۱۰۰ را بیفروزد.

هر سلول مغز انسان قابلیت ذخیره سازی خیل عظیمی از اطلاعات را دارد و میلیون ها سلول موجود در مغز انسان قابلیت خارق العاده ای را به این موجود واقعا عجیب بخشیده است.

تله پاتی حتی در برخی موارد از بعد محدود زمان فراتر رفته و در گذشته و آینده می تواند سیر کند و شاید این امر سند دیگری باشد بر نظریه ی زمان - فضا و نسبیت و رویاهای صادقانه ای که انسان در برخی موارد می بیند در وقعا نوعی رهایی روح از بدن است.در واقع زمانیکه ما در رویا کسی را ملاقات می کنیم روح ما دو فرد با هم ملاقات دارند.این امر نیز می تواند بر متافیزیک قانون جذب صحه بگذارد.

قانون جاذبه بدون تله پاتی ناقص است و تله پاتی بخش ویژه ای از آن است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:21  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

Time Traveling

سفر در زمان

مجتبي تعطف طولي

 

بشر از دير باز با نگاه به ستاره ها و سيارات به انديشه درباره ي اينكه اين اجرام چيستند و از كجا آمده اند مي پرداخت و از آن جايي كه آگاهي كافي در مورد آن ها نداشت داستان ها و  حرفهايي براي قانع كردن خود مي ساخت.آنان با اينكه هيچ اطلاعي از اين مكان نا شناخته نداشتند اما افرادي بين آنها به انديشه در اين موارد مي پرداختند و همين امر موجب گشت تا دانش بشر در اين زمينه تدريجن پيشرفت كند.

با گذشت قرون و زمان هاي فراوان از پيدايش بشر روي كر ه ي خاكي ذهن بشر به اين سو  متمايل شده است كه شوند(دليل) بستگي بشر در درون اين زمان كوتاه عمر چيست؟آيا بشر مي تواند از گذشته و آينده ي خود اطلاع يابد؟

براي پاسخ گفتن به اين پرسش ها حتي در زمان هاي كهن نيز افرادي به طالع بيني مي پرداختند و يا به قولي دست به دامن فضا مي شدند اما براستي چه رابطه اي بين فضا و زمان وجود دارد!؟

به نظر دانشمندان جهان ما به شكل يك مخروط دوّار است كه از زمان پيدايش تا به حال به شكل انبساطي به سمتي در حركت است.و اين روند با رعتي مشخص صورت مي پذيرد و انبساط جهان اين موضوع را به اين شكل مطرح مي سازد كه:

قبل از پيدايش جهان فقط عدم بود و هيچي و نمي توان گفت چيزي وجود داشت و بر اثر يك انرژي و انفجار كه به انفجار بزرگ معروف است جهان شكل گرفت.جهان در ابتدا بسيار كوچكتر بود و به تدريج خود را گشترش داد.

با وقوع انفجار نوترون ها و پروتونها در جهان بسيار كوچك به وجود آمد و با چرخش پروتون و نوترون دور هسته و وجود هليوم جهان شكل گرفت.هليوم در واقع اصلي ترين ماده ي دخيل در پيدايش جهان است كه امروزه نيز ۳۰ درصد در جهان هليوم موجود است كه به نوعي نظريه ي انفجار بزرگ را تصديق مي كند.

انبساط به گسترش جهان  كه هر لحظه در حالت وقوع است گفته مي شود و مي گويند بعد از انبساط جهان آرام آرام به كندي مي انجامد چنانكه امروزه دانشمندان معتقدند انبساط جهان در ابتدا بسيار سريع تر از آنچه امروزه داريم بوده.بعد از كندي انبساط جهان انبسا ط متوقف شده و برگشت صورت مي پذيرد يعني آنچه منبسط شده است به شكل برگشتي جمع مي شود و سپس جهان كوچكتر مي شود.

البته توضيح اين امر براي كساني كه  اين امر را كمتر مورد مطالعه قرار داده اند كمي دشوار به نظر مي رسد.

 

اما سفر در زمان:

با توجه به اينكه ما از چگونگي جهان به طور كامل آگاه نيستيم نمي توانيم به طور قطع اظهار نظر كنيم ولي نظريه هايي كه در مورد زمان و كميت و كيفيت آن ارائه شده به روشن شدن انديشه ها ي بشر در مورد زمان و كميت آن كمك شاياني كند

يكي از نظريه هاي مشهور در اين مورد نظريه ي نسبيت اينيشتين است كه زمان را  در فضا خلاصه مي كند .

big bang

در حقيقت زمان چيزي نيست جز يك كميت بي ارزش كه فقط مي توان براي كارهاي روزمره درمنظومه شمسي خودمان از آن استفاده كنيم.نظريه ها جديد مي گويند كه اگر ما بتوانيم با شتابي سريعتر از نور حركت كنيم در واقع مي توانيم به گذشته خود هرچند به شكل مبهم دست يابيم.در واقع از آنجا يي كه جهان در حال انبساط است بنابر اين با حركت سريعتر از منوال حركت انبساط مي توان به گذشته دست يافت.

البته اين نظريه به طور كامل اثبات نشده و بسياري بر آن ايرادهاي فراوان گرفته اند.

تصور كنيد كه ما در محلي خارج از منظومه شمسي در خلا قرار داريم و تلسكوپي بسيار قوي در اختيار داريم.با استفاده از قدرت اين تلسكوپ مي توانيم به پيدايش ستارگان و سيارات نگاه كرده و از آن ها عكس بگيريم اما اين چگونه امكان پذير است.

بعنوان مثال فرض كنيد داريم از روي زمين به ستاره اي نگاه مي كنيم آيا آن ستاره در حال حاضر با همان حالتي است كه مي بينيم يا اينكه آن ستاره در چند ساعت پيش آنگونه بوده و فاصله زياد ما با آن موجب شده تا نور آن دير تر به ما برسد و ما ان را دير تر ببينيم.درست است ما ان را دير تر مي بينيم.حال اگر  با تلكسوپي قوي به آن نگاه كنيم چطور؟بنابر اين مي توانيم آن را زودتر از چشم ببينيم به همان ترتيب اگر بشر بتواند به تلسكوپهاي قوي تري دست يابد خواهد توانست كه به پيدايش جهان به طور دقيق اطلاع پيدا كند چنانكه تلسكوب فضايي هابل توانسته از مرحله اي از پيدايي جهان عكس بگيرد.

پس اگر شايد ما در خلا با تلسكوپي قدرتمند قرار گيريم بتوانيم اين امر را تجريه كنيم.

از اينرو شايد آرزوي هميشگي بشر يعني سفر در زمان روزي به حقيقت نايد آيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:1  توسط مجتبی تعطف طولی  | 

The planet of The Dinosaurs

سیاره ی دایناسورها

 

از:ضمیمه مجله ی National  Geograpgic,December2007

ترجمه:مجتبی تعطف طولی

 

زمانیکه دایناسورها ۲۳۰ میلیون سال پیش پدیدار شدند،زمین آماده ی یک تحول بزرگ بود.قحطی بزرگ دوره پرمیان رقیبان بسیاری را از صحنه به در کرده بود و توده ی اقلیمی ابر قاره پانگه آ را بوجود آورده بود که از قطبی به قطب دیگر امتداد داشت.پس از چندین میلیون سال از تکثیر دایناسورها،با محیط خاکی وفق یافت.تدریجا پانگه آ به سرزمین های وسیع گندوانا در جنوب و لوراسیا در شمال تجزیه یافته و دایناسورها را به دو جمعیت عمده تقسیم کرد که بدور از یکدیگر تا زمانیکه ۶۵ میلیون سال پیش به پایان کار خود رسیدند نمو کردند.بیشتر از ۵۵۰ گونه از دایناسورها نامگذاری شده اند و دانشمندان بر آورد می کنند که بیش از هزار گونه ی دیگر در انتظار یافته شدن می باشند.

 

گــــــــنـــــدوانـــــــــا

نیم کره ی جنوبی

«ماهیت های اندازه» به نظر می رسد که ریشه ی نژاد دستی تکاملی باشد که در جنوب آشکار شده اند.Sauropod (سوسمار پا)های گیاه خوار بزرگتر شدند و به عظیم الجثه هایی نظیر Paralalititan  که کمتر آسیب پذیر بودند منتهی گشتند.Theropod های گوشت خوار به اندازه ای به نوبت  رسیدند.هیولاهایی نظیر Caracharodontosarus از عهده ی  بزرگترین Sauropod ها بر آمدند. جنوب اکنون چنانکه دانشمندان فهم خود را از دایناسورهای غول پیکر و کوچکتری که در میان آنها زندگی می کردند غرب وحشی دیرینه شناسی است.

در مقایسه با نیم کره ی جنوبی به طور ناقص لمس شده است.

۱.PARALITITAN

یکی از بزرگترین جانواران خشکی تا بدین روز ابر سوسمار ۹۰ پایی ای در مصر یافته شده و در کانال های ساحلی رفت و آمد داشته،شاید در بالای شاه پسند های می چریده است.

۲.SPINOSAURUS

مستدلا بزرگترین درنده ی خشکی شناخته شده زمین است،در زیستگاه های ساحلی در آفریقای شمالی کمین می کرده و با دندان خمره مانند و چنگال هایش قادر به پاره کردن شکارهای بزرگ بود.

۳.AFROVENATOR

داندان ها و چنگال های(شکارچی آفریقایی) مشابه مال Theropod ها در نیم کره ی شمالی است. و سرنخ هایی را درباره ی چگونگی نادید شدن دایناسورهای درنده اولیه ارائه می دهد.

۴.NIGERSAURUS

با دهانی جاروبرقی شکل،انباشته با دندان های ریز که در طول رودهایی که امروزه در ساهارا واقع است می چریدند،در حالیکه شاید از گردن درازش برای رسیدن به گیاهان آبی استفاده می کرده.

۵.MAJUNGASAURUS

از جمله آخرین دایناسورهایی که بر روی  زمین گام برداشته اند، این درنده  بر ماداگاسکار حکمفرما بوده است.شواهد نشان می دهند که احتمالا از اعضای گونه ی خودش می خورده است.

۶.MASIAKASAURUS

سریع و چابک بوده و از دست گوشتخواران قصر در می رفته،نظیرMajungasaurus ، ،در حالیکه از دندان های خم و شیمیر مانندش برای زخم زدن جانواران کوچک استفاده می کرده است.

۷.LEAELLYNASAURA

در استرالیا یافته شده،که به قطب جنوب و غالب تاریکی سال نزدیکتر بوده،دارای لوب های بینایی بزرگ در مغزش بوده که اشاره به بینایی شبانه خوب آن دارد.

۸.CARNOTAURUS

بازوانی ریز اندام،ریز تر از عضو جلویی T.rex که با زانوان بلند آرواره های قوی این گوشتخوار پاتاگونیایی شاخدار مغایرت دارد.

۹.AMARGASAURUS

باپسر عموهای چند تنی اش کوتوله به نظر می رسد،این سوسمار پا در آرژانتین یافته شده که راسته ای دوگانه از ستون فقرات را سوراخ کرده و احتمالا از  بادبان ها ی رباط ها و پوست را حفاظت می کرد.

۱۰.CARCHARODONTOSARUS

جمجمه ای بزرگ،دندان های کوسه شکل و زانوانی قوی آنرا سریع و قاتلی مهلک می ساخت که احتمالا از سوسمار پایان بزرگ مانند Paralititan تغذیه می کرد.

 

 Dinasaurs

لـــــــــوراســیــــــــــا

نیم کره ی شمالی

آرایش بعنوان تمایلی معین در میان دایناسورهای شمالی بر خاسته است،بویژه در اواخر مناطق شان.غول پیکرهایی نظیرMamenchisaurus راهی برای کثرت گیاه خواران کوچکتر و سریعتر با میخ ها،تاج ها، و شاخ هایی ارائه داده اند.دیرینه شناسان می گویند این خصوصیات رفتار عالیه ی اجتماعی را اظهار می دارد.از وقتی که آنها اغلب به جذب جفت ها و شناخت اعضای گونه هایشان شرح می دارند.

برای شکار این گیاه خواران خبره تر،Theropod ها خبره تر می شوند .مغزهای بزرگتر را با نیروهای عضلانی می آمیزند،سرانجام مشهورتزین دایناسورTyrannosaurus  را ارزانی می دارند.

۱.MAMENCHISAURUS

گردن ۳۶ پایی اش درازترین گردن همه ی دایناسورهای شناخته شده است.شکل ستون مهرهایش گیاه خوار آسیایی را که گردنش را بیشتر از شانه هایش بالا نمی برد را نشان می دهد.

۲.TYRANNOSAURUS

دانشمندان مطالعه بر پیکر این دایناسور را ادامه می دهند،ابتدا در وایومینگ در ۱۹۰۰  یافته شد.تحلیل های جدید نشان می دهند علاوه بر شکار شدن لاشه اش نیز خورده می شود.

۳.GIGANTORAPTOR

این دایناسور منقار دار درشت اندام در جایی که امروزه چین خوانده می شود می خرامیده است.فاقد دندان بوده و رژیم غذایی اش نامشخص است.اما چنگالهای بزرگش آن را یک شکارچی کارگر ساخته است.

۴.PARASAUROLOPHUS

استخوان فوقانی توخالی آن مشابه شاخ گوزن است،اما این دایناسور منقار اردکی در آفریقای شمالی یافته شده،احتمالا از آن برای ایجاد صداهای شیپوری استفاده می کرده است.

۵.ERKETU

گردن سوسمار پایان مغولی حدود ۲۵ پا ،دو برابر طول تاب هایش بسط داشته است.ساختمان مهره هایش نشان می دهد که اساسا نزدیک خشکی می چریده است.

۶.VELOCIRAPTOR

در صحرای گابی کشف شده است.این بادپا،Theropod پردار یک مزیت قاتل بودن را داشته.چنگالی داس شکل در هر طرف زانوی عقبی که به مانند یک ضامن دار جلو آمده است.

۷.SINOSAUROPTERYX

اولین شاهد دایناسورها با پرهای اولیه با کشف ۱۹۹۶ در چین همزمان است.یک سنگواره با جسدی درمعده اش تصدیق کرد که آن یک گوشتخوار است.

۸.TUOJIANGOSARUS

در چین کاوش شده،استخوان درشت این Stegosur  صفحه ای شانه های قطورش باعث شده این گیاه خوار بزرگتر از آنچه بوده به نظر آید.شاید درندگان را می ترسانده است.

۹.MONONYKUS

دانشمندان حدس می زنند که این Theropod  مغولی که از عضو جلویی تک چنگالی اش برای بیرون آوردن حشرات از سوراخ های زیر زمینی استفاده می کرده است ،مشابه شگرد یک مورچه خوار.

۱۰.STYRACOSAURUS

در آلبرتای کانادا یافته شده.احتمالا به صورت گله ای سفر می کرده است.شاخ دماغی می توانست Theropod ها را دفع کند در حالیکه چین شاخدار آن محتمل جفت ها را تحت تاثیر قرار می داد.

AFTER ALL,TODAY IS THE FUTURE YOU'R WORRIED ABOUT

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:46  توسط مجتبی تعطف طولی  |